تبليغاتX
کفُُّ العبّاس علیه السلام
کفُُّ العبّاس علیه السلام
عشق بازی با حضرت ابالفضل العباس (ع)و هر چه بوی علقمه دهد
قالبهای وبلاگ تماس آرشیو صفحه نخست
  نمای نزدیک...     دوشنبه دهم تیر 1387-17:56-شیعه حسین و ابالفضل العباس علیهما السلام  


لینک به نوشته  |   
 
  قربةالي الله...     دوشنبه دهم تیر 1387-15:40-شیعه حسین و ابالفضل العباس علیهما السلام  

الهم صل علي علي ابن موسي الرضا المرتضي الامام التقي النقي.....

يا امام رضا دست شما درد نكند كه دارم مي آيم مشهد....

كجايي بچگي يادت به خير....

بچه هر كاري كه انجام بده و هر آتشي كه به پا كنه فقط و فقط بچگي مي كند همين...

نه دشمني دارد نه قرض دارد نه مكر دارد نه ريا دارد نه عجب دارد نه كبر دارد و نه هزا ران هزار مريضي رنگ و بي رنگ ديگر...

ولي تا بزرگ مي شود و تا بالغ مي شود تبديل مي شود به يك بيمارستان متحرك كه مملو از عفونت هاي مختلف است همه جوره...

همه اش دارم فكر مي كنم منظور خدا را دارم از بلوغ مي فهمم : فكر كنم خدا مي خواهد به پسرها و دخترهاي بالغ بگويد اگر تا ديروز راستي راستي كودك بودي و بي مرض و غرض حالا بايد باز هم به اين رويه ادامه بدهي منتهي بي مرض ولي با غرض و لي با بهترين و پاكترين غرض ها....آخر الاعمال بالنيات !!!

مشهد ؛ دارم ميرم زيارت؟؟؟ ، هيئت ؛ ميرم واسه ؟؟؟؟ ازدواج مي كنم؟؟؟؟مي خورم؟؟؟نفس مي كشم؟؟؟نماز مي خونم؟؟؟؟زنده ام ولي براي چي؟ با چه نيتي؟ كه چه بكنم؟ آهان كسب رضاي حجت خدا و كسب مقام خليفه خدا بودن؟؟؟!!!....بروبابا ... ببينم مگه نميگي كن فيكن؟؟؟؟ببين بذار روشن بگم همون روزي كه گفت باش و ما شديم خليفه هم شديم ولي خليفه هم خوب و بد داره ظالم و سالم داره نه؟بگذريم... من به صورت شخصي گير كردم همه گيرم هم سر نيته نيت و فقط نيت کاش بتونم آدم بشم.

خدايا كمكم كن نيتم را درهركاري هرچند كوچك براي تو خالص كنم.

منظورم از نيت همين قصد زباني نيست خدايا منظورم بوي كاري است كه انجام مي دهم ... مي ترسم بوي گند ريا بگيرد سينه زدنها نامز ها خنده ها رفتن ها آمدن ها همه کارها زیارات و و و و و ووهمه. مي ترسم بوي گند عجب و تكبر همه وجودم را گرفته باشد و آنقدر در تعفن نفسانيات غرق شده باشم كه نفهمم چه به سرم مي آيد. خدايا حيرانم نه حيران عارفو عاشق كه آنها در تحير ذات تو مستند . هادي متحير خود است و در خوديت خودش دست و پا مي زند ، دستش را بگير و كمكش كن بار الها به حق راه مستقيمت علي ابن ابيطالب امير المونين و ائمه مطهر از فرزندانش و رسول خدا و به حق حلقه اتصال بين نبوت و ولايت فاطمه زهرا سلام الله عليها.

يااباصالح ادركني

 


لینک به نوشته  |   
 
  مرا دردیست...     شنبه چهارم خرداد 1387-22:30-شیعه حسین و ابالفضل العباس علیهما السلام  

بسم الله الرحمن الرحیم

 

شاید رسالت نام کفُّ العباس نویسنده را بر آن دارد که فقط از ابالفضل علیه السلام بنویسد ولی نه...

راستش را بخواهید این بار بحث شبیه بودن را مورد صحبت قرار خواهیم داد و اینکه سود دارد یا ضرر؟

و به صورت خاص تر می خواهم بگویم این شبیه سازی در بین مذهبیون شده آفت و آن هم آفتی کشنده!

بچه های هیئتی ریش می گذارند و تسبیح دست می گیرند و شلوار خاکی هم که می پوشند و انگشتر هم دارند خوب این بسیار عالی است و نیکو که ظاهر انسان مورد تایید مذهب و منش و مشی او باشد نه اینکه حرفی بزند و کاری دیگر کند برای مثال روزی امیر المونین و سلمان به سمتی می رفتند و لی بعد از آن دو فقط یک جای پا مشهود بود چرا؟ چون سلمان پایش را جای پای علی علیه السلام می گذاشت.

مشکل از همین جا شروع می شود: شباهت و شبیه شدن در کل دو نوع است که در ابتدا باید به این نکته توجه بشود که هر کسی وقتی خودش را به کسی شبیه می سازد در اصل حمایت خود را از آن فرد و عقیده و آداب نشان می دهد و به نوعی تبدیل به نمادی می شود از یک گرایش حال اعتقادی دینی سیاسی و الی آخر. اما آسیب ها؟؟؟ :

۱- شبیه شدن از اول به آخر : در این راه فرد کم کم با یک ایده ئولوژی و نظر و عقیده و روش آشنا می شود و هنگامی که اصول را پذیرفت و به آن پایبند شد و صحت آن راه بر وی آشکار و تثبیت شد ، رفتار گفتار و منشش را طوری ترتیب می دهد که مورد تأیید آن راه باشد یعنی اینگونه نیست که فقط کلمات یا لباس ها یا رفتارهایی آن گونه داشته باشد بلکه آن تفکر وارد جان فرد می شود و تحول از جان به تن رسوخ می باید و دور کامل می شود یعنی از اول به آخر و از خواص این نوع شبیه شدن ثبات قدم در عقیده است و پایبند بودن به اصول و داشتن معیار در تشخیص ، حال اگر شیبه شدن به حق باشد موجب سعادت می شود و اگر به سوی باطل باشد موجب خسران.

۲-  شبیه شدن از آخر به اول : دراین روش فرد درون مایه تقلید را دارد ولی قوه فهم و قدرت تشخیص و تعقل را یا ندارد یا مورد استفاده قرار نداده است و فقط با حسّیات زندگی می کند یعنی ممکن از گویش یک فیلم کمدی الگو بگیرد یا از پوششی خوشش بیاید و یا رفتاری خاص داشته باشد و لی ادعای یک عقیده را هم با خود به یدک بکشد یعنی چه؟ یعنی ادراکش هنوز منشی را برای زندگی تثبیت نکرده است تا همه زندگی خود را بر طبق آن تنظیم کند و معیار به دست داشته باشد ؛ انگشتر دست می کند ولی بد کردار است ریش می گذارد ولی بد فکر است لباس خاکی می پوشد ولی مست عجب و کبر و غرور شده این یعنی شباهت از آخر به اول یعنی فرد مبانی فکری یک مکتب را هنوز نشناخته ولی از یک سری جذابیت های آن مکتب می خواهد بهره مند بشود و در این هنگام فاجعه آن بز گر که کل گله را گر کرده رخ خواهد داد ودید گاه همه نسبت به آن مکتب و تفکر برخواهد گشت چرا که این فرد در ظاهر نمادی از آن فکر می باشد ولی در عمل نفی آن تفکر کرده و آن را بد نام می کند و اکثریتی بزرگ را از آن تفکر منصرف می سازد ؛ نا گفته نماند خیلی کم می شود که کسی از برون سازی به درون برسد چرا که چاشنی اصلی تحول تغییر درونی است.

دوستان بیایید از درون به بیرون برسیم نه از بیرون که اگر نشود سخت است.

خدایا راه هدایت را بر روی مشتاقانت بگشای

و از گوارای روشنی سیراب فرما.


لینک به نوشته  |