الهم صل علي علي ابن موسي الرضا المرتضي الامام التقي النقي.....
يا امام رضا دست شما درد نكند كه دارم مي آيم مشهد....
كجايي بچگي يادت به خير....
بچه هر كاري كه انجام بده و هر آتشي كه به پا كنه فقط و فقط بچگي مي كند همين...
نه دشمني دارد نه قرض دارد نه مكر دارد نه ريا دارد نه عجب دارد نه كبر دارد و نه هزا ران هزار مريضي رنگ و بي رنگ ديگر...
ولي تا بزرگ مي شود و تا بالغ مي شود تبديل مي شود به يك بيمارستان متحرك كه مملو از عفونت هاي مختلف است همه جوره...
همه اش دارم فكر مي كنم منظور خدا را دارم از بلوغ مي فهمم : فكر كنم خدا مي خواهد به پسرها و دخترهاي بالغ بگويد اگر تا ديروز راستي راستي كودك بودي و بي مرض و غرض حالا بايد باز هم به اين رويه ادامه بدهي منتهي بي مرض ولي با غرض و لي با بهترين و پاكترين غرض ها....آخر الاعمال بالنيات !!!
مشهد ؛ دارم ميرم زيارت؟؟؟ ، هيئت ؛ ميرم واسه ؟؟؟؟ ازدواج مي كنم؟؟؟؟مي خورم؟؟؟نفس مي كشم؟؟؟نماز مي خونم؟؟؟؟زنده ام ولي براي چي؟ با چه نيتي؟ كه چه بكنم؟ آهان كسب رضاي حجت خدا و كسب مقام خليفه خدا بودن؟؟؟!!!....بروبابا ... ببينم مگه نميگي كن فيكن؟؟؟؟ببين بذار روشن بگم همون روزي كه گفت باش و ما شديم خليفه هم شديم ولي خليفه هم خوب و بد داره ظالم و سالم داره نه؟بگذريم... من به صورت شخصي گير كردم همه گيرم هم سر نيته نيت و فقط نيت کاش بتونم آدم بشم.
خدايا كمكم كن نيتم را درهركاري هرچند كوچك براي تو خالص كنم.
منظورم از نيت همين قصد زباني نيست خدايا منظورم بوي كاري است كه انجام مي دهم ... مي ترسم بوي گند ريا بگيرد سينه زدنها نامز ها خنده ها رفتن ها آمدن ها همه کارها زیارات و و و و و ووهمه. مي ترسم بوي گند عجب و تكبر همه وجودم را گرفته باشد و آنقدر در تعفن نفسانيات غرق شده باشم كه نفهمم چه به سرم مي آيد. خدايا حيرانم نه حيران عارفو عاشق كه آنها در تحير ذات تو مستند . هادي متحير خود است و در خوديت خودش دست و پا مي زند ، دستش را بگير و كمكش كن بار الها به حق راه مستقيمت علي ابن ابيطالب امير المونين و ائمه مطهر از فرزندانش و رسول خدا و به حق حلقه اتصال بين نبوت و ولايت فاطمه زهرا سلام الله عليها.
يااباصالح ادركني